سروشاسروشا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 10 روز سن داره

براي فرزند دلبندم

دخمل همه چي تموم من

1392/7/21 9:00
نویسنده : ليلا
176 بازدید
اشتراک گذاری

   يه روز تازه رو باز ني ني ميكنه آغاز

سلام

بازم اومدم تا يه ذره از شيريني هاي سروشا بنويسم :

بعضي حرفا و بعضي كاراي سروشا واقعا ادم رو متعجب ميكنه بعدش فكر ميكنيم اينو كجا ديده كي گفته خلاصه چجوري ياد گرفته !

يه كيف قديمي مال كوچيكي من و ندا پيدا كرديم كه خيلي ني ني پسنده . صورتي خوشرنگ با پولكا و تزئينات براق و يه زنجير طلايي . چند وقت پيش داديم دستش بعد خوشحالي و خوشگله گفتن ديديم قشنگ انداخت رو دوشش ( حركات دستش هنوز كامل و روون نيست ) شروع به قدم زدن كرد و هي خودش رو نگاه ميكرد .يه بار ديگه اين اواخر كيف رو داديم دستش ديدم انداخت رو دوشش و تند و تند رفت سمت در همينطوري كه ميرفت گفت " برم دانشگا " !!!! دهنمون وا مونده بود . دانشگاه !  . ما دانشجو نداريم تو خونه اصلا از كجا شنيده از كجا فهميده اسم جاييه . اينم از دخمل من كه تيپ ميزنه و ميره دانشگاه ماچ

 

سروشا همچنان اسم ميپرسه . " اسمت چيه ؟"

ازش ميپرسيم . اسمت چيه ؟ "سروشا"  .    فاميليت چيه ؟ " لطيفي" ( تازه ياد گرفته )

خونتون كجاست ؟  " لباسون "  .      چند سالته ؟   ( مامانم برده بودش بيرون . يه خانومي ازش پرسيده چند سالته ؟ سروشا هم معمولا چيزيو بلد هم نباشه بالاخره يه جوابي ميده . سروشا هم گفته پونزه (پونزده) ) . فداي سن انتخابيت بشم . تو كه تا ده بلدي مادر پونزده رو از كجا اوردي آخه عزيز شيرين زبونم .

 

از بازيهاي سروشا جديدا اينه كه :

من برم تو تختش بخوابم سروشا هم جعبه گل سراش رو از رو جاي تعويض برداره بياره و يكي يكي گل سرا رو رو سر من بچينه .اينقدر حسسسس خوبي داره . قربون اون دستاي كوچولوت برم كه با تمعنينه (ملايمت) گل سر رو سرم ميزاره .

كيف پول رو برميداره و پولهارو درمياره يكي يكي ميده دستمون ميگه "بخشيد آقا؟ " ؟! (ببخشيد اقا) . از كي شنيده نميدونم .

 

تازگي رقص پاش دييييدن داره . يعني ديدن داره ها . بخصوص كه مياد دستمون رو ميگيره و دوتايي ميرقصيم . پاهاش رو تند و ريتميك اونم با مدلاي مختلف حركت ميده . رقص دو نفره با دخترم از روياهاي من بوده و هست .

قربون اون لفا″  (لطفا) گفتنت .

 

جمعه كمدارو حسابي مرتب كردم و لباس پاييزه هارو دراوردم . قاطي لباسا مانتويي كه دو سه سالي بود نپوشيده بودم رو دراوردم و با لباسا اتوش كردم . شنبه هم همون مانتو رو پوشيدم . عصر شنبه كه برگشتم خونه . سروشا ديدم چند بار ميگه " مباركه" منم به حساب شيرين زبوني گذاشتم و ميگفتم مباره عزيزم . يه مدت بعد رو مبل كه كنار هم نشستيم دستش رو گذاشت رو مانتوم گفت مباركه . تازه فهميدم خوشگلم مانتومو ميگه . فددداااات بشم دختر نكته سنجم .

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)