براي فرزند دلبندم

...

جشن شكوفه ها

سروشا اصلا اهل كنايه زدن و مسخره كردن نيست بهمين خاطر حرفي كه ديروز بهم زد برام خيلي با مزه بود : آورده بودمش شركت داشتيم با هم راه ميرفتيم پاي من گير كرد به يه لبه و يه كوچولو تعادلم رو از دست دادم  برگشت به من گفت : مامان چند سالته ديشب داشتم آوينارو ميخوابوندم طبق معمول با ناخن من بازي ميكرد طولاني شده بود و منم كلافه شدم  آوينا بسه انگشتم خسته شد  سروشا گفت : مامان خب ديگه دستتو بهش نده !  گفتم : دلم نمياد   گفت : تو خودت رييس بدن خودتي   و اممممما  خبر مهم اينكه ديروز سروشا جشن شكوفه ها داشت و دخترم كلاس اولي شد  اي جانم . گروه زرد  كلاس سركارخانوم بقايي عزيز دلم بزر...
21 شهريور 1397

دندونم افتاد

ديروز 3 بهمن روز پرستار بود . از اون مهمتر روزي بود كه اولين دندون شيري سروشا افتاد . عشقم . رديف پايين از دندوناي جلو سمت راستي خودش دندونش رو گذاشت تو يه ظرف كوچيك و با كلي استيكر تزئينش كرد .
4 بهمن 1396

6 سالگي

صبح ها آوينا با بابا ميره مهد . بعد اونا من و سروشا حاضر ميشيم و سروشا سوار سرويس ميشه ميره مدرسه و منم ميرم شركت دخترم تو مدرسه جاافتاده . مربياش الهام و هدي جون رو دوست داره و همين طور همكلاسياش رو . تولد امسال سروشا امسال 4 نفره بود . براي همين براي مدرسه سفارش كيك السايي دادم كه خداروشكر خيلي خوب شد و همين طور براي هم كلاسياش گيفت تهيه كردم و يه تولد خيلي خوب عليرغم مريضي سروشا تو كلاسشون برگزار شد . وقتي صبحهاخودش لباساشو مي پوشه و آماده رفتن ميشه حس خيلي خوبي دارم . قربون صدقه رفتن سروشا براي خواهرش خيلي زيباست . خوردني من . قشنگ من . عزيز من . بغلم كن . بوسم كن . بگو دوست دارم . جوووونم . ني ني من . توپولووو و ... &n...
19 دی 1396

پيش دبستاني

دختر نازنينم از ديروز 15 مهر ميره پيش دبستاني . از چند روز قبل مشتاق رفتن بود و مدام مي پرسيد كي ميرم ؟ شب قبلش ميگه : مامان كي ميرم ؟ ميگم فردا . ميگه  خيلي هيجان دارم . به نظرت آماده ام ؟ ديروز صبح بردمش مدرسه جز اولين نفرات بوديم . كلاس آفتابگردون رفت داخل و دوستش كه روز جشن باهاش آشنا شده بود رو ديد و رفت كنارش نشست . پنج شش تا ميز گرد تو كلاس بود كه دور هر ميز پنج صندلي بود . سروشا و دوستاش ميز اول نشستن . ميز و صندلي رنگي و استيكرهايي با رنگاي شاد روي ديوار جو كلاس رو شاد كرده بود . كنار ميز مربي قفسه بزرگي بود كه وسايل بچه ها رو توش چيده بودن . دو تا كلاس پيش دقيقا آخرين كلاس طبقه هخمكف مدرسه كنار سرويس بهداشتي هستن . ورودي...
16 مهر 1396

بدون عنوان

عشقم سروشا . سروشا دو جلسه است كه اسكيت ميره به اصرار خودش اسمش رو نوشتيم و علاقه نشون داده . از عيد به بعد هم كه مهد جديد ميرن دو تا خواهرا . حس خوبيه كه  دو تاشون رو يه جا ميبريم و برميگردونيم . بعداز ظهر كه همديگرو ميبينن آوينا خيلي ابراز دلتنگي ميكنه براي خواهرش . تو تنقلاتي كه هرازگاهي ميخريم گزينه اول آوينا بستني و گزينه اول سروشا پفيلا گوجه اي و بعد زرين گندمكه . تابستونه و سروشا ميتونه مطابق ميلش هميييشه پيراهن بپوشه . روز دختر براشون وسايل نقاشي خريدم كه خيلي خوششون اومد . و صاحب آويز مينا كاري خوش رنگ شدن كه عاشقشونم . كلاساي مهد تو تابستون تنوع بيشتري داره و سروشا علاقه مندتره به مهد رفتن . وقتي ليست كلاسا ر...
11 مرداد 1396

بدون عنوان

سروشا و آشپزي : سروشا به شددت به آشپزي علاقه داره و كاملا هم استعدادش رو داره مواد رو خيلي باسليقه خرد ميكنه . به زمانبندي اضافه كردن مواد توجه داره و رعايت ميكنه . بالاسر غذا مي ايسته و غفلت نميكنه . جونم دخترم سوالاي خوبي ميپرسه مثلا مامان اينو لازم نداره ؟  اينو بريزيم چي ميشه ؟ به نظرم اين رو هم بريزيم . چقدر ؟ تا حالا املت درست كرده  پيتزا درست كرده شيريني كشمشي كه يكبار با مواد و اندازه ها و كلا همه كارش رو خودش انجام داد  مزه عااالي شده بود . يادمه تخم مرغ نداشتيم بجاش تخم بلدرچين شكونده بود پن كيك كه خودش همه كارش رو كرد فقط من روغن رو براش داغ كردم كه زياد خوب نشد و خودش هم از مزه ش ايراد گرفت &nbs...
10 اسفند 1395

تولدت مبارك

تولد 5 ساگيت مبارك . يه عمر طولاني و پراز سورپرايزاي خوب پيش روته عزيزم با يه دنيا موفقيت ديشب سروشاي من املت درست كرد . دخترم كلي به آشپزي علاقه داره . ديشب كلي به من اصرار كرد كه غذا درست كنيم . منم مواد اوليه املت رو براش شستم و گذاشتم خودش خرد كرد و جدا جدا گذاشت . گوجه فرنگي فلفل دلمه و قارچ . براش ماهيتابه و روغن گذاشتم ديگه همه كارش رو خودش كرد مواد مي ريخت هم ميزد و نمك اضافه كرد و ...  من فقط زمانش رو ميگفتم . قربونش برم اينقدر غذاش خوشمزه شد كه نگو خودش هم خيلي خورد . دخترم بزرگ و بزرگتر ميشه كلي چيز ياد گرفته كلي درون مايه هاش بيشتر شده . عزززيييزم   ...
5 دی 1395

تو شركت

سروشا رو براي چندمين بار آوردم شركت . در واقع تو سه چهار ماه اخير سه بار آوردمش ديروز دوشنبه مامانم در گير اسباب كشي از ط2 به 3 بود منم سروشا رو با خودم اوردم شركت سروشا هم خيلي دوست داره . وقتي مياد با همه سرگرمه پيش يكي نقاشي ميكشه با يكي خونه بازي ميكنه با يه همكار ديگه كلي صحبت ميكنه . خلاصه كللللي شيطنت ميكنه و سرگرمه .   ديروز فكر كنم فقط يه دو ساعتي راجع به كاشي و كار بانكي و خريد و فروش و تركيب بندي رنگ كاشيا صحبت كرد با همون لفظ قلم حرف زدناي هميشگي و كلمات آنچناني كاشي صورتي غمگين رو ديوارتون ميشينه . من طاحي ميكنم ميزارم تو سايت صبر كنين بارگذاري كنم . من پرداخت ميكنم شما مدارك ميخواين ؟ سياه كنار صورت...
18 آبان 1395

شنا

سروشا داره ترم دو رو تموم ميكنه . با توجه به سنش دوچرخه رو ياد گرفته و كرال پشت تمرين ميكنه جمعه مسابقه شنا بود و سروشا مدال طلا رده سنيش رو گرفت هممون خيلي خوشحال شديم . خودش مربي گلش من و بابا و مامان اينا قربون دختر گلم بشم . يادت كه ميفتم تو آب بودي و با سرعت شنا ميكردي و يه سره شور و ذوق تو صورتت داشتي و يه لبخند زيبا دلم غنج ميره فدات شم مباركت باشه  هميشه موفق باشي همراه با لذتي كه مشابهش رو روز جمعه داشتي  
31 مرداد 1395

خيلي وقته ننوشتم

سروشاي من كلي بزرگ شده   خواااهر شده رابطه دو تا خواخري خيلي خوبه  هر دوتا همديگرو خييلي دوست دارن  سروشا كلي خواهرش رو بوس ميكنه و ميچلونه تا حدي   آوينا هم تا خواهرش رو ميبينه كلي ذوق ميكنه سروشا تند تند هم دلتنگ آوينا ميشه و از خوابيدن آوينا اصلا خوشش نمياد كنارش دراز ميكشه نگاش ميكنه و نازش ميكنه و خيلي دلش ميخواد كه بيدارش كنه   سروشا دو ترمه كه ميره آموزش شنا با الهام جون  يه ساعت آموزش داره دو ساعت هم تو آبه براي بازي مربيش ميگه با توجه به سنش بدن قوي داره و خوب حرف گوش ميده  دو چرخه ميزنهو كرال پشت رو داره تمرين ميكنه   الان هم نيازي به بازوبند و دو قلو نداره ...
21 مرداد 1395